<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دل نوشته‌های من</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/</link>
<description>درد انسان، درد انسان متعالي تنهايي و عشق است.(استاد شريعتي)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 30 Nov 2009 16:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>انواع آدمها از نظر دکتر شریعتی</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,0,0)&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;دسته اول &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,0,51)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,102)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;عمده آدم‌ها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,0,0)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;دسته دوم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,0,51)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,102)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,0,0)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;دسته سوم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,0,51)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,102)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(204,0,0)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;دسته چهارم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(153,0,51)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم هستند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,102)&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;شگفت‌انگیزترین آدم‌ها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;واقعا ما جزء کدام دسته از این آدمها هستیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 16:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگاه اون ...</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ffff&gt;یه لحظه چشمم بهش افتاد. در واقع وقتی حس کردم داره منو نگاه میکنه چشمم تو نگاهش قفل شد. چشم تو چشم من نگاه میکرد که یه آن فکر کردم وضعیت ظاهرم مناسب نیست ولی بعد دیدم ، نه حس کردم تمام وجود من رو تونست با همون یه لحظه نگاه کند و کاو کنه. نگاهش انقدر سنگین و نافذ بود که وقتی تو چشماش نگاه کردم دیگه نتونستم چشمم رو از نگاهش بردارم با وجودیکه فقط ۱ یا ۲ ثانیه به هم نگاه کردیم . چهره اون رو نمیتونم از خاطرم پاک کنم. یه کلاه پشمی خاکستری و یه عینک با فریم و شیشه ضخیم چهره اش رو هم قدیمی هم دوست داشتنی میکرد. البته عصای شکسته و وصله دارش هم مزید بر علت شده بود.با یه قد متوسط و ته ریش سفید و یه کت تیره قهوه ای که مخصوص پیرمردهاست. نمیدونم با نگاهش چی داشت به من میگفت. احساس میکردم صدها جمله بین ما رد و بدل شد بدون اینکه با هم حرف بزنیم. خیلی نگاهش متفاوت بود. تا حالا درگیر نگاه کسی به این شکل نشده بودم. انگار داشت با من حرف میزد ولی من نمیتونستم بفهمم چی داره میگه . همیشه پیش خودم فکر میکردم من میتونم از توی چشم آدما درونشون رو ببینم. ولی این اولین کسی بود که نه تنها نتونستم از نگاهش چیزی بفهمم بلکه نگاهش تا حدودی هم من رو ترسوند . تا محل کارم فکرم مشغول این آدم بود . حس کردم این فرد آینده منه . انگار از آینده اومده بود تا به من خیلی چیزا رو بگه . نمیدونم چرا این فکر رو کردم ولی اولین حسی که به من دست داد همین بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;روز بعد توی مسیری که همیشه پیاده میرم دوباره اونو دیدم ولی به قدری نگاهش سنگین بود که تحمل نگاهش رو نداشتم . راهم رو کج کردم تا یه وقت نگاهش به من نیافته. تا یه وقت نگاه من بهش نیافته. همین طور هم شد. نمیدونم شاید اونم وقتی فهمیده بود من نمیتونم بفهمم چی میگه بی خیال من شده بود. تصمیم داشتم یه روز تعقیبش کنم ببینم خلاف جهت من کجا داره میره این وقت صبح. ولی یا باید از کارم میزدم و میرفتم شرکت خالی میبستم یا باید مرخصی میگرفتم و میرفتم دنبال این پیر... دوست دارم بازم ببینمش نگاهش رو ببینم چشمهاشو ببینم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 19:13:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قانون طبیعت</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ffff&gt;نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم» چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟« &lt;BR&gt;اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:&quot;اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند .پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.&quot; &lt;BR&gt; از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:&lt;BR&gt; - بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.&lt;BR&gt; - بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني. &lt;BR&gt; - بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.&lt;BR&gt;- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني. &lt;BR&gt;وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.&lt;BR&gt;قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آن ها درس گرفت.&lt;BR&gt;در يک کلام :افراد موفق هر چه بيش تر شکست مي خورند، دانه هاي بيش تري مي کارند&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Oct 2009 21:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ffff&gt;دوباره شب از راه رسید. مثل همه شبهای دیگه. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;تکراری &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ظلمت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;         تاریکی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;                   سکوت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;و گهگاهی صدای خورخور کسانیکه خوابیدن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt; و دهها اتفاق تکراریه دیگه که شب اتفاق میافته.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ولی اینو می خواستم بگم که با وجود تکراری بودن اون ، ولی هر شب با شب قبل تفاوت های خاص خودشو داره. که بر میگرده به ضمیر خود ما آدما.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt; اگه حالمون خوش باشه میشینیم از سپیده و افق و امید به رفتن تاریکی و .... خیلی چیزای دیگه مینویسیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;اگه حالمون خوش نباشه (مثل الان من) شروع میکنیم به بد گفتن از شب و تکراری بودن اون و سیاهی و اتفاقات ناجوری که همیشه تو دل تاریکی میافته و ....  هر دوشون یه معنی رو میرسونند. هردوشون میخوان بگن که بعد از شب سیاه، روز سپید هست. ولی خب نوع نگاه و نوع نوشتن ها با هم متفاوتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;به هر حال امشب از اون شب هایی هست که من به همون راحتی شبهای قبل خوابم نمیبره و دوست دارم بنویسم و بنویسم. هرچی که به ذهنم میرسه. یعنی یک لحظه هم به خودم مهلت نمیدم که فکر کنم و درست و غلطش رو بسنجم و بعد بنویسم . چون اونجوری دیگه نوشته آدم اون خلوص و ناب بودن خودشو از دست میده. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;دوست داشتم میتونستم الان آسمون بالای سرم رو ببینم و با نگاه به ستاره هاش خوابم ببره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 21:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Easy or difficult</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to dream every night&lt;BR&gt;Difficult is to fight for a dream&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;خوابیدن در هر شب آسان است&lt;BR&gt;ولی مبارزه با آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to show victory&lt;BR&gt;Difficult is to assume defeat with dignity&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;نشان دادن یپروزی آسان است&lt;BR&gt;قبول کردن شکست مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to admire a full moon&lt;BR&gt;Difficult to see the other side&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;حظ کردن از یک ماه کامل آسان است&lt;BR&gt;ولی دیدن طرف دیگر آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to stumble with a stone&lt;BR&gt;Difficult is to get up&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;زمین خوردن با یک سنگ آسان است&lt;BR&gt;ولی بلند شدن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to enjoy life every day&lt;BR&gt;Difficult to give its real value&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;لذت بردن از زندگی آسان است&lt;BR&gt;ولی ارزش واقعی دادن به آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to promise something to someone&lt;BR&gt;Difficult is to fulfill that promise&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;قول دادن بعضی چیز ها به بعضی افراد آسان است&lt;BR&gt;ولی وفای به عهد مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to say we love&lt;BR&gt;Difficult is to show it every day&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;گفتن اینکه ما عاشقیم آسان است&lt;BR&gt;ولی نشان دادن مداوم آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to criticize others&lt;BR&gt;Difficult is to improve oneself&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;انتقاد از دیگران آسان است.&lt;BR&gt;ولی خودسازی مشکل است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to make mistakes&lt;BR&gt;Difficult is to learn from them&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;ایراد گیری از دیگران آسان است&lt;BR&gt;عبرت گرفتن از آنها مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to weep for a lost love&lt;BR&gt;Difficult is to take care of it so not to lose it&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;گریه کردن برای یک عشق دیرینه آسان است&lt;BR&gt;ولی تلاش برای از دست نرفتن آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to think about improving&lt;BR&gt;Difficult is to stop thinking it and put it into action&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;فکر کردن برای پیشرفت آسان است&lt;BR&gt;متوقف کردن فکر و رویا و عمل به آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to think bad of others&lt;BR&gt;Difficult is to give them the benefit of the doubt&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;فکر بد کردن در مورد دیگران آسان است&lt;BR&gt;رها ساختن آنها از شک و دودلی مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is to receive&lt;BR&gt;Difficult is to give&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;دریافت کردن آسان است&lt;BR&gt;اهدا کردن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy to read this&lt;BR&gt;Difficult to follow&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;FONT size=4&gt;خوندن این متن آسان است&lt;BR&gt;ولی پیگیری آن مشکل است&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;Easy is keep the friendship with words&lt;BR&gt;Difficult is to keep it with meanings&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=4&gt;حفظ دوستی با کلمات آسان است&lt;BR&gt;حفظ آن با مفهوم کلمات مشکل است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 11:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خرابات دل</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=6&gt;پركن پياله را،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=6&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;كاين آب ِ آتشين، &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ديري است ره به حالِ خرابم نمي‌برد!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعاهای کودکانه</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;چند دعای خواندنی و جالب از زبان کودکان ایرانی!&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;B&gt;اینجا چند تا دعا از زبان بچه‌ها آورده‌ام. آنها را از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی &quot;دستهای کوچک دعا&quot; انتخاب کرده‌ام. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:&lt;BR&gt;&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=2&gt;آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است.&quot;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Sep 2009 05:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=7&gt;بی پرده برات نوشتم تا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=7&gt;بخونی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 17:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای تو</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام &lt;BR&gt;اول از همه برای خودم خیلی متاسفم که تو از حرفها یا نوشته های دلم اینجوری و به شیوه&quot; تفکر زائد &quot;برداشت کردی. مطمئن باش &quot;من&quot; اگه میخواستم مثل خیلی های دیگه به شیوه دیگران فکر و زندگی کنم الان اینجا نبودم. نمیخوام خیلی توی این مطلب ریز بشم چون میدونم که تو ، یا خوشت نمیاد از این&lt;BR&gt;حرفها یا اینکه نمیدونم شاید فرار میکنی از خودت(من وجودت رو میگم) خیلی حرفهای طعنه آمیزی به من زدی با وجودی که من اصلا خودم رو مثل علما یا هر کس دیگه ای که مثال زدی مقایسه نکردم و نخواهم کرد. اگه باز دوباره انگ خود تعریفی به من نچسبونی باید عرض کنم من که عددی نیستم توی این دنیا.&lt;BR&gt;حرفهات حقیقتا دل من رو به درد آورد چون کاملا مطمئن شدم که راه رو اشتباه رفتم ولی اینا رو برای این گفتم که بدونی سخت در مورد من اشتباه میکنی.&lt;BR&gt; بعنوان یه دوست حرفهات برام خیلی ارزشمند بود.ولی از اینکه عطای من رو به لقای من بخشیدی واقعا از صمیم قلب خوشحالم. چون اینجوری نه دیگه من راه رو اشتباه میرم نه تو...&lt;BR&gt;حرف آخر: اگه یه روزی دیدی که چیزی برای جنگیدن و مبارزه نداری اون روز روز مرگته(این جمله رو هم به خودم گفتم میتونی شما بری دنبال جهنم خودت)&lt;BR&gt;این حرفها رو هم میزارم توی صفحه اصلی ، چون حرف حرف دل هست.&lt;BR&gt;موفق باشی مثل همیشه&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 20:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه من</title>
<link>http://mohammad166.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ffff&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز بعد از مدت ها بالاخره به خودم قبولوندم که بیام یه چیزی بنویسم اگرچه اصلا حس نوشتن نیست ولی حرف برای گفتن زیاده...از فردا ماه من(مرداد) تموم میشه و ماه رمضان که من اسمشو برای خودم گذاشتم ماه عشق شروع میشه. نمیدونم چرا این اسم رو براش گذاشتم ولی خب همه کسایی که این ماه رو روزه میگیرن میدونن که یه حال و هوای خاص دیگه ای داره. اصلا با ماه های دیگه فرق میکنه. واقعا ما اگه نتونیم این فرق رو احساس کنیم واقعا مشکل از خودمونه. به هر حال با وجودیکه یه ترس خاصی از روزه گرفتن امسال دارم(اونم فکر میکنم به خاطر طولانی بودن روزهاست.ترس از اینکه یه وقت بدنم کم بیاره و نتونه روزه هام رو کامل بگیرم) اما همون حس همیشگی با من هست. حسی که آدم رو از همه دلبستگی هایی که داره دور می کنه. احساس میکنی که فقط خودت هستی و خدای خودت. امیدوارم که لااقل بتونیم یه ذره از این سفره ی برکتی که همیشه پهن بوده و الان وسعتش بیشتر شده،استفاده کنیم.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ffff size=3&gt;التماس دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 07:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mohammad166&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>mohammad166</dc:creator>
<guid>http://mohammad166.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
