امشب از اون شبهایی است که اگه تا صبح هم بنویسم خسته نمیشم مگه اینکه چشمام منو یاری نکنه و روی هم بیاد.
دوست دارم امشب از بی وفایی ها بگم
از نا مردی ها
از دل مشغولی ها
از نا مهربونی ها
از دل نگرانی ها
نه....
اصلا دوست دارم امشب از خوبی ها بگم
از مردونگی ها
از مهربونی ها
از دوستی ها
نه ، شاید هیچ چیز امشب به اندازه دوست داشتن تو و فکر کردن به تو ، منو آروم نکنه. الان هیچ چی به اندازه عبادت تو برام کافی نیست. پس
خدایا تو مرا باش و کاری کن که من نیز برای تو باشم
نوشته شده توسط من در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 22:50 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY