بهار هم کم کم از راه رسيد. بهاره ما هم که از راه رسيد و چشمش رو به اين دنيا باز کرد. ولي هواي دل من هنوز ابري هست و هنوز حال و هواي بهار رو نداره. نمي دونم چرا ولي دوست ندارم امسال تموم بشه . انگار زمان هم اين موضوع رو فهميده و اسفند ماه رو يه روز به خاطر من بيشتر کرده تا شايد يه جورايي تسلي خاطر بهم بده.
امسال با همه خوبيهاش داره تموم ميشه(نگفتم با همه خوبيها و بديهاش ، چون اصلا بدي نداشت). يه مدتي اين فکر اومده به سراغم که سال بعد سال سختي براي من هست!! سال پر از آزمايشات سخت الهي . انگار خدا امسال رو به من مهلت داد که هرچي ميتونم براي سال بعدم ذخيره کنم تا سال بعد امتحانم کنه. نميدونم اين چه حس عجيبيه که گريبان من رو گرفته ولي من هميشه به حسم اعتماد دارم و ميدونم به من دروغ نميگه. البته آزمايش شدن خوبه چون اعتقاد دارم اگه بتوني سربلند ازش بيرون بيايي ناب و خالص ميشي ولي اگه نتوني سربلند بشي جز خاکستر چيزي ازت نميمونه. درست مثل اون زغال سنگي که توي آتيش ميافته معلوم نيست خاکستر ميشه يا الماس ناب.
به هر حال اميدوارم که همه مون بتونيم در سايه برکات الهي سال خوبي بسازيم و الماس وجودمون رو ناب تر و درخشان تر کنيم.
نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY