محرمي نيست که مرهم بنهد بر دل من گر مرد رهی میان خون باید رفت
فقدان مبارزه روح را ضعيف مي کند.
نوشتن براي فراموش کردن است نه به ياد آوردن.
جز تو اي دوست که خود محرم اسرار مني
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه درنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
نوشته شده توسط من در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 18:41 موضوع | لینک ثابت
چون رود جاري باش
خاموش در شباهنگام
نترس از تاريکي.
اگر در آسمان ستاره اي هست،
تو نورش را بازتاب
واگر ابري گذرد از آن بالا، ياد آر که از آب است ابر،
همچون رود.
پس آنان را نيز با شادماني بازتاب
در ژرفاي آرام خويش.
نوشته شده توسط من در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 16:42 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY