خداوندا! پروردگارا! منعما! اي پديد آورنده هستي و نيستي! اي كه بي تو همه چيز معناي خود را از دست ميدهد و هيچ چيز بدون تو معنايي ندارد! اي اله من! اي آفريدگار ما! اي پنهان از چشم ها و آشكار بر همگان! اي پادشاه دو عالم! اي مهربان تر از مهربانان! اي شكوه و جلال تو تجلي بخش دل هاي ما! اي كه بي تو يك لحظه آرامش نداريم و اي كه با تو يك عمر آرامش، در يك لحظه نصيب ما ميشود. ميدانم كه تو از ما چه ميخواهي ولي....

مي دانم كه وظيفه ما را آسان نمودي، ميدانم كه مي خواهي با تو باشيم و ميدانم كه تو از ما خواستي در برابر شيطان ،اين فرشته حسود، بياستيم و مقاوم باشيم. ميدانم كه بهشت را بر ما ارزاني داشتي و ميدانم جهنم را براي ما مجازات قرار دادي. ميدانم كه زمين و زمان را  در خدمت انسان گماردي؛ و ميدانم كه تو خوب و بد را از هم جدا كردي تا راه را براي ما آسان تر كني. ميدانم كه تو به ما كلمات را آموختي و جورچين آن را تو در مقابل ما قرار دادي اما...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 ساعت 8:9 موضوع | لینک ثابت